منبع: ويكي بختياري، ويكي پديا
فرهنگ بختياري ها ۱ فرهنگ آن چيزي است كه مردم با آن زندگي ميكنند. ادوارد تيلور فرهنگ را مجموعه پيچيدهاي از دانشها، باورها، هنرها، قوانين، اخلاقيات، عادات و هرچه كه فرد به عنوان عضوي از جامعه از جامعهٔ خويش فراميگيرد تعريف ميكند.
كوچ ايل بختياري
اگر چه در دهههاي آغازينِ قرن حاضر گروههاي بسياري از ايل بختياري نيز همانند ساير ايلها و عشاير ايران يكجانشين شدند، اما هنوز هم بخشي از ايلهاي بختياري، كوچرو هستند. كوچروهاي بختياري زمستان را در دشتهاي شرق خوزستان و تابستان را در بخشهاي غربي چهارمحال و بختياري به سر ميبرند. به مسيرهاي كوچ در اصطلاح ايل راه ميگويند.
ضربالمثلهاي بختياري
ضربالمثلهاي اوليه توسط افراد گمنامي به وجود آمده كه شناخته شده نيستند. ضربالمثلها جملات موزون، پرمعني و معمولاً منظومي هستند كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شدهاند. قابلِ درك بودن براي تمام مردم، سادگي، كوتاهي، توانايي رساندنِ مفهوم، كاربردِ عمومي و حالت طنزِ مثلها سبب شده جايگاه ويژهاي در بين مردم داشته باشند.
موسيقي بختياري
موسيقي مردم بختياري را ميتوان شاخهاي از موسيقي لري دانست. اين موسيقي به وسيله سازهايي مانند سرنا، كُرنا و كوس و سازهاي بادي كوچكتر از سرنا و كرنا نواخته ميشود. تشمالها سرپرستيِ موسيقي در ايل را بر عهده دارند و اكنون نيز در مجالس عروسي و مراسم سوگواري بختياريها وظيفه اجراي موسيقيهاي محلي مردم بختياري را بر عهده دارند.
باورها
در بين بختياريها مانند ديگر اقوام، باورهاي زيادي وجود دارند كه با زندگي مردم عجين شده و تمام كارها و برخوردهاي روزمرهشان، بر اساس همين باورها صورت ميگيرد. باورها (خرافي يا غيرخرافي) جزيي از فرهنگ هر قوم و منشأ حركت و نشان دهندهٔ نحوهٔ زندگي افراد هستند.
عزاداري بختياريها
در بختياريها هرگاه كسي از دنيا ميرود مثل اينكه همهٔ طايفه عضوي از خانواده را از دست داده و ماتم زده ميشوند. مراسم عزاداري در بين بختياريها به شكل خاصي برگزار ميشود كه نحوهٔ انجام آن در نقاط مختلف تفاوتهايي نيز با هم دارند.
گاگريو
در هنگام عزا، گونهاي سرودهٔ عزا بوسيلهٔ زنان خوانده ميشود كه به آن گاگريو ميگويند. در آغازِ خواندنِ گاگريو، رسم بر اينست كه يكي از زنانِ سرشناس و بي بيهاي ايل شروع به خواندنِ بيتي از گاگريوه ميكند و همهٔ زنان نيز با وي همنوا ميشوند و آن بيت به بيتِ ترجيعي تبديل ميشود و زنان پس از خواندنِ هر چند بيتي آن بيت را دوباره تكرار ميكنند. معمولاً پس از خواندنِ چهل بيت يا كمتر، زنِ ديگري خواندنِ اشعار و تكرارِ آنها را بعهده ميگيرد و زنانِ ديگر نيز با وي همنوا شده و اين كار در مجالسِ ترحيم ممكنست ساعتها به درازا بينجامد.
شيرهاي سنگي
شير سنگي از نمادهاي فرهنگ مردم بختياري است كه در گويش لري، برد شير گفته ميشود. بختياريها معمولاً بر سر مزار جوانان، پهلوانان و بزرگانِ خود شير سنگي قرار ميدادهاند. شير سنگي، تنديسهايي از جنس سنگاند كه در گذشته توسط سنگتراشهاي ايل بختياري در ايران و در استان چهارمحال و بختياري و شمال استان خوزستان به شكل شير تراشيده ميشدند و به نشانهٔ شجاعت، دلاوري و ويژگيهايي چون هنرمندي در شكار و تيراندازي در جنگ و مهارت در سواركاري بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار ميدادند.
شهر هفشجان در گذشته يكي از مراكزِ مهمِ شيرتراشي بودهاست و اكنون تعدادي از سنگتراشهاي قديمي در هفشجان در قيدِ حياتند. شيرهايي كه در قبرستانهاي هفشجان باقيماندهاست از زيباترين و خوشنقشترين شيرهاي سنگي محسوب ميشوند. قديميترين شيرِ سنگي موجود در استان چهار محال و بختياري مربوط به دوره صفويه است. بنا به گفتهها، شير سنگي يادگار، دورانِ ماد هاست (اما قديميترين شير سنگي كشف شده مربوط به عيلامي هاست). در ۳ دههٔ گذشته شيرهاي سنگيِ بي نظيرِ اين قبرستان به غارت رفتهاند. بهطوريكه از هزاران شير سنگي اين شهر، تنها تعداد، انگشت شماري باقيماندهاست. پرويز تناولي از معروفترين مجسمه سازانِ ايران كتابي در خصوصِ شير سنگي به چاپ رساندهاست كه شير سنگيِ هفشجان را از مهمترين نمونههاي ايران برشمرده است.
كهنترين شيرهاي سنگي در هفشجان
كوشك
يك كوشك صخرهاي در درهٔ بيرگان(كوهرنگ)
كوشكها، حفرهها يا اتاقهايي كنده شده در صخرهها يا اتاقهايي ساخته شده بر روي سطح زمين هستند، كه بعنوانِ گونهاي مقبرهٔ خانوادگي در ايل بختياري موردِ استفاده قرار ميگرفتند.[نيازمند منبع] در اين روش، وقتي يك نفر از اعضاي پر نفوذِ خانواده فوت ميكرد، درِ كوشك را باز كرده و بقاياي فردِ درگذشتهٔ پيشين را با احترام به كناري نهاده و جسد تازه را در آن قرار ميداده و در آن را دوباره ميبستند.[نيازمند منبع] امروزه اين روش منسوخ شده و ديگر از آن براي خاكسپاري درگذشتگان استفاده نميشود. از اين نمونه كوشك در دو سوي زردكوه -يعني بازفت و بيرگان– وجود دارد.
هنر تيراندازي
مهرزاد قنبري سرداراكبري طي مقالهاي در اينباره ميگويد:
مردان دلاور و سخت كوش ايل بختياري از دير باز در نزد ساكنان فلات ايران به سواركاري و تيراندازي شهره بودند. چنانكه رسته برجسته تير اندازان ارتش ايران در دورههاي صفوي، افشاريه، زنديه و قاجار از نخبگان تيراندازان ايل بختياري تشكيل ميشد.[۴۶]
امروزه نيز هر خانوار از عشاير بختياري حداقل يك قبضه اسلحه (مجاز) در اختيار دارد، تا علاوه بر شكار و حفظ كيان ايل، بتواند در مواقع لزوم به استفاده از مهارت خود به دفاع از مرزهاي ميهن مبادرت نمايد. بزرگان ايل اول فني را كه به فرزندان خود ميآموزند، تيراندازي و سواركاري است. تيراندازان بختياري گاه چنان در اين فن مهارت پيدا ميكنند، كه ميتوانند سواره و به تاخت، شيء متحرك را هدف قرار دهند. از جمله دلاورمرديهاي تيراندازان و سواركاران بختياري ميتوان نقش ايشان در فتح هرات (زمان نادرشاه)، جنبش مشروطه ايران، فتح تهران و همچنين در طول جنگ ايران و عراق اشاره كرد.
منبع: ويكي بختياري، ويكي پديا
- دوشنبه ۰۴ شهریور ۹۸ | ۱۹:۱۹
- ۳۹ بازديد
- ۰ نظر